پارمین در یک نگاه
سلام عسل مامان.امروز که دارم برات مینویسم 22 آبان 93 ساعت 11:56 است که شما لالا کردی و منم وقت کردم تا بیام بعداز مدتها برات بنویسم.راستش این روزا اصلا وقت نمیکنم بیام به وبلاگت سر بزنم .یجورایی انگار وقت کم میارم.توکه بیداری بازی کردنیارو باهات بازی میکنم،آموزشیارو بهت آموزش میدم و وقتیم که خوبی دنبال جمع کردن خونه و پخت و پز و یکمم اگه وقت بشه استراحتم. بگذریم ... میخوام برات بگم که الان تقریبا دیگه همه چیزو میگی البته یه سری کلمات و نمیتونی واضح بیان کنی ولی به زبون خودت همه چیو میگی. بعضی وقتا یه چیزایی رو برامون تعریف میکنی و درموردشون توضیح میدی. خوابیدنت دیگه روی پاهام نمیخوابی و میری توی جات و پتوتو بغل میکنی و میخوابی.شدیدا وابسته...
نویسنده :
مامان فاطمه
0:08



